تولدت مبارک عزیزم
دیشب رفتیم باغ فردوس تا تولدتا جشن بگیریم بعد از افطار کلی بازی کردی من و بابایی هم نگات میکردیم ولذت میبردیم اخر شب به زور وبا گریه اوردیمت خونه دوست داشتی بازی کنی ....
امروز هم صبح بردمت حمام بعد از حمام کلی خوابیدی برای اینکه بیدار بشی وعده بیرون رفتنا بهت دادم تو هم بیدار شدی وهیچی نخوردی فقط میخواستی بری بیرون بابایی رفته بود کار من هم لباس پوشیدم و با هم یه کم رفتیم پیاده روی تو راه یه دونه تلفن اسباب بازی هم واست خریدم اینم کادو تولد مامانی حالا بابایی باید به قولش عمل کنه گفته امسال واسه تولدت می خواد سهام بخره تا واسه آیندت پشتوانه مالی باشه ببینیم کی به قولش عمل میکنه....
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تولدت مبارک عزیزم 
